آرشیداآرام جانآرشیداآرام جان، تا این لحظه: 16 سال و 10 ماه و 13 روز سن داره

آرشیداخورشیدخونمون

هوای ابری

هواابریه دخترکم ۱۰مردادورعدوبرق وهوای ابری کمی عجیبه ولی من عاشششششششق این هواهستم هوای ابری وشاعرانه عزیزدلم الان خوابی ومن توخواب بوست کردم سیرنمیشم ازبوییدنت بوسیدنت عاشقم عاشقترین مامی دنیانفسی ...
10 مرداد 1392

آرشیدای ما

آرشیداخانوم ماازهمون وقتایی که خیلی کوچولوبودباخواب بعدازظهرمشکل داشت ومنم که خیلی رو خواب آرشیداحساسیت داشتم ودارم نمیدونم زیادی حساسم یاهمه مامانااینجورین دوست دارم همیشه آرشیداروبرنامه باشه واصلااذیت نشه خلاصه یه کم قبل آرشیدا:مامی امروزنخوابم هااا؟مثل اونروزکه عموپورنگ میدیدم خوابم بردامروزم اونجوری خوب؟مامی باشه؟مامی:خوب دخترم ببینم چی میشه آرشیدا:هورااا هوراااامامی لیلااجازه دادمن: ازکارای شمابگم که یادم نره وقتی میخوایم بریم بیرون سریع باوسایل آرایش خودت آرایش میکنی وچیزی ازقلم نمیندازی (البته وسایل آرایشت مصنوعیه ها) ازسرگرمیهای دیگت اینکه میگی برات لباس عروستوبپوشونم ومن امیر(پلنگ صورتی)رونگه دارم وشمابراش قروقمیش بیای وحسابی برق...
8 مرداد 1392

بازیهای آرشیدا

مهمونی گرفتی وهمه دوستات رودعوت کردی :اما(خروس)پلنگ صورتی کوچولو,امیر(همون پلنگ بزرگه)ننی,میجان(گربه سفیده که نقش بچت روداره واز۳ماهگی داریش) البته عکس برای چندماه پیشه حیفم اومدنذارم تووبلاگت ...
4 مرداد 1392